X
تبلیغات
داروِگ

داروِگ

سه‌لته غیاب‌های درهم کلاف


درباره«تریو تهران» رضیه انصاری

امیر جلالی- روزنامه شرق 30 اردیبهشت 92
(لینک اصلی)


«تریو تهران» دومین کتاب رضیه انصاری است که پس از «شبیه عطری در نسیم» از جانب انتشارات آگه به چاپ رسیده است. «تریو تهران» متشکل از سه داستان است که ویژگی‌هایی به غیراز توالی روایت آنها را به یکدیگر متصل کرده است. در هرسه داستان به نحوی با بازنویسی داستان‌هایی از قبل موجود سروکار داریم. داستان اول، ملهم از نمایشنامه «اشغال» بهرام بیضایی است. داستان دوم، خوانش دوباره «آرامش در حضور دیگران» غلامحسین ساعدی از منظر محدود به شخصیت منیژه همسر سرهنگ است. و داستان آخر، از اپرای سالومه اشتراوس تاثیر پذیرفته است. یکی از جاذبه‌های کتاب اخیر رضیه انصاری همین گفتن و بازگفتن درهم آمیخته است. از طرف دیگر، یک گزاره نامریی و مکتوم نیز در تجربه خوانش کتاب جاخوش کرده است. ما به دوران تازه‌ای وارد شده‌ایم. آنچه پیش از این گفته شده محتاج بازنویسی است. فهم متن‌های چند دهه پیش به سوءتفاهم شبیه‌تر است. این چه اتفاقی است که زمان روایت را در مصاف با فهم ما از دوران تاریخی قرار می‌دهد.دو رشته نازک و ظریف سه داستان را به‌هم وصل می‌کند؛ نخست اینکه در هر سه داستان با روایت زنانی روبه‌رو هستیم که مخلوق تخیل مردان هستند. به بیان بهتر، آنکه روایت شده بود، حالا خود راوی است. این زنان، در سه دوره تاریخی متفاوت با غیاب مردان دست و پنجه نرم می‌کنند. عالیه در اپیزود اول، بازیگری است که شوهرش در کوران حوادث بعد از شهریور 20 مفقود شده است و در هنگامه حضور متفقین، با خانواده همسرش زندگی می‌کند. در خلال داستان اتفاقاتی پیش می‌آید که او موفق می‌شود به کمک قریحه بازیگری خود غیاب را به تجربه دردناک حضور دیگر کسانی قلب ماهیت دهد که همچنان مقاومت می‌کنند. داستان دوم، منیژه همسر دوم سرهنگ را در داستان مشهور ساعدی مجددا احضار می‌کند. منیژه نیز در وضعیت تاریخی متفاوتی با عالیه به همان موفقیت نایل می‌آید. با اتو کردن لباس‌های شوهر مفقودش حضور او را در اشیای خانه منتشر می‌کند. داستان آخر، واگویه‌های زنی است که جست‌وجو را در پس‌زمینه مهاجرت‌های سال‌های اخیر پی می‌گیرد. رضیه انصاری سعی کرده تا در هر اپیزود از زبانی متناسب با آن وضعیت تاریخی استفاده کند. احتمالا تا همین جا، معلوم شده که «تریو تهران» داستان ازهم‌گسستگی روابط انسانی یا عاطفی در بطن شرایط سیاسی دشوار و نابسامان جهان‌سومی است. مرد داستان اول را نیروی سیاسی حاکم به بیرون از زندگی خصوصی‌اش پرتاب می‌کند. این غیاب، در وهله نخست فیزیکی است. اما مرد داستان عالیه، سرهنگی است که به بیماری فراموشی دچار شده است. بنابراین شروع غیابش ذهنی و روانی است. اما مرد داستان آخر، هنرمندی است که جلای وطن می‌کند و به نیت زندگی بهتر صحنه را ‌ترک گفته است.دومین رشته اتصال داستان‌ها با هم، توالی دوران‌هایی از تاریخ معاصر و تفاوت یافتن تجربه‌های مشابه در پس‌زمینه‌های متفاوت است. شهریور20، دوران پهلوی دوم و نحوه زندگی در شرایط پس از انقلاب، لحظه‌هایی هستند که شخصیت‌ها را در دامنه‌گذار ممتد زمان در کنار هم و در عین حال دور از هم قرار می‌دهد. رضیه انصاری، بر خلاف شیوه رایج داستان‌نویسان ایرانی در سال‌های اخیر به مفهوم «نسل» متوسل نمی‌شود. به عبارت دیگر، تاثیر سیاست بر زندگی خصوصی زن‌های داستان، پدیده‌ای واحد را با شدت‌ها و فشردگی‌های خاص خود متمایز می‌کند. تجربه عالیه تنها به تجربه شخصی و نسلی او محدود نمی‌شود. منیژه نیز در تجربه او ذخیره شده است. نسل‌ها با یکدیگر جمع نمی‌شوند. تجربیات آنها به شکل کلافی است که هر یک تجربه دیگری را نیز فارغ از ناهمزمانی و حتی ناشناختگی حمل می‌کند. حذف، طرد و تبعید تنها سه شکل متفاوت از تاثیر قدرت بر زندگی خصوصی آدم‌های داستان است. اما غیاب به قوت خود باقی می‌ماند و زندگی خصوصی را مجروح می‌کند.اتفاق‌هایی که در داستان‌های رضیه انصاری از چشم زنان بازگو می‌شود، بر خلاف چینش داستان‌ها اثر‌گذار می‌شوند. تجربه غیاب هنرمندی که به واسطه فضای بسته و راکد فرهنگی تن به مهاجرت می‌دهد و قید پیوندهای انسانی خود را می‌زند، منشأ رجوع به تجربه غیاب‌های قبلی است. در داستان اول، عالیه راه ناتمام همسرش را ادامه می‌دهد. در داستان دوم، منیژه راهی برای ادامه دادن نمی‌بیند. سرهنگ از قبل دیوانگی را برگزیده است و در نظرش این بهترین شیوه برای برخورد با زندگی‌اش است.در داستان آخر، زن با آنکه در قطار به طرف مرد جلای‌وطن‌کرده عازم است، با رفتار مرد موافق نیست. در واگویه‌هایش جسته و گریخته به مرد انتقاد می‌کند. با آنکه مرد می‌گذارد و می‌رود، زن از تغییرات محیط پیرامون خود در رنج و نگرانی است. تا جایی که ممکن است می‌کوشد تحولات را به اطلاع مرد برساند. اسکناس تازه‌ای که منتشر شده، آلودگی هوای شهر و دگرگونی روحیه آدم‌ها از مصادیق تغییراتی است که به زن غیاب مرد را یادآوری می‌کند.«تریو تهران» به جز اینها، تاریخ ادبیات معاصر ایران را نیز طرف خطاب خود قرار می‌دهد. به زبان تازه‌ای می‌خواهد داستان تازه را در تکرار نوشته‌های قبلی ردیابی کند. مردان نویسنده تا توانسته‌اند حضور زنان را در تخیل خود حک و اصلاح کرده‌اند. اما زنان مخلوق تخیل آنها هیچ‌گاه فرصت بازگویی روایت غیاب‌های خود را نیافته‌اند. از این بابت در جمع‌بندی نهایی می‌توان گفت که داستان که زمانی نوشتن از چیزی بود، حالا با نوشتن از چیزی که نیست، هیولای درنده ننوشتن و لکنت را می‌تاراند. قصه‌گو، سرگردان و بی‌حافظه با نوشتن از نیستان، هستی نانوشته را پس می‌زند.

+   دوشنبه 1392/02/30ساعت 11:45  به قلم رضیه انصاری 

از "گزیده ی افسانه ی شاعر گمنام"


...اگر توانستم از دروازه بگذرم

اگر میسرم شد صدای زندانی ها را در دخمه های بی روزن بشناسم

و طعم رویخی و مسقطی، کباب حاج نایب، غبار قالی و لیموی خشک،

بوی فلفل و عطرهل و گلاب را

برای آنان در نامه های بی مقصد بستایم

صدای دور جماعت را مسلما روایت کرده ام.

م.ع. سپانلو


+   یکشنبه 1392/02/22ساعت 8:42  به قلم رضیه انصاری  | 

آرامش در غیاب دیگران- روزنامه اعتماد

گفت وگوی علی مسعودی نیا با رضيه انصاری، نويسنده رمان «تريو تهران»

(لینک اصلی-روزنامه اعتماد)



    رضيه انصاري در نخستين رمان خود – به نام «شبيه عطري در نسيم»- روايتي از چند مرد ايراني مهاجر را پيش روي خوانندگانش مي گذاشت كه هر يك به دليلي دچار خلاعاطفي و هويتي بودند رابطه شان با زن هاي زندگي شان هم رابطه يي صدمه خورده و نامتعادل بود. پس از اين كتاب كه با استقبال منتقدان روبه رو شد و براي نويسنده اش جايزه مهرگان و نامزدي جايزه گلشيري را به همراه آورد، حالااو كتاب تازه اش را با حال و هوايي متفاوت عرضه كرده است: اين بار داستان او درباره زن هايي است كه در سه برهه مختلف تاريخي، درگير گم شده يي هستند كه در سطح ظاهري جفت هاي مذكرشان هستند و در باطن بخشي از مفهوم هويت و حيات آنها. حياتي كه در گستره تاريخ به شهر جادويي و پرحادثه «تهران» پيوند مي خورد. همان طور كه از نام اثر پيداست، سه بخش مجزاي كتاب به مثابه سه صداي متفاوت در فرم تريو به هم مي پيوندند تا نهايتا كليتي هارمونيك (و نه همسان) را به خواننده ارائه كنند. فرم تجربي اين رمان انگيزه يي شد تا با او گفت وگويي داشته باشيم و از حال و هواي كار تازه اش بپرسيم....
    
 
...با خواندن كتاب متوجه مي شويم كه «تهران» به سياق داستان هاي چند سال اخير نويسندگان ايراني، تنها يك لوكيشن نيست. تهران قرار است مفهومي را ارائه كند كه با تاريخ و هويت ملي ايراني (خصوصا زن ايراني) ارتباطي مستقيم دارد. حتي در بخش آخر هم كه تهران كاركردي لوكيشني مي يابد، اساسا خود شهر غايب است و ماجرا در غربت مي گذرد. يعني تهران يك مجاز محض نيست. بلكه نوعي استعاره است. خودتان چه كاركردي از تهران را مد نظر داشتيد؟ آيا موافق هستيد كه مابين غياب خود تهران در بخش پاياني و غياب جفت ها در هر سه فصل پيوندي مفهومي و نمادين وجود دارد؟ (مثلاارتباطي ميان گفتمان قدرت، عدم امنيت و غياب جفت مذكر؟)

 - بله، دقيقا همين طور است. تلاش كردم تهران را به عنوان يك شخصيت يا به قول شما چيزي وراي يك مجاز محض وارد ماجرا كنم. تهراني با آنچه در هر دوره بر سر خودش و ساكنانش آمده و موتيف خانه، خانه يي كه در هر سه فصل مشترك است و پاره كوچكي از همان شهر به حساب مي آيد و شاهد ساكت همه اين اتفاق ها بوده و خوشبختانه هنوز نريخته اندش پايين تا به كل منكر اين هويت ها و داستان هايي شود كه به عنوان تاريخچه در بطنش روي داده و حضور داشته! حضوري كه در عين غياب، در پشت و پسله و پستوي خانه ها و هر كوي اين شهر و در ذهن آدم هاي آن جاري است...

*توضیح: مهندس شیمی نشدم، زبانشناس شدم.


ادامه مطلب
+   سه شنبه 1392/02/17ساعت 8:42  به قلم رضیه انصاری  | 

"تریو تهران" در نمایشگاه کتاب تهران

گفت و گو با ایسنا (لینک اصلی)

دومین رمان رضیه انصاری با نام «تریو تهران» منتشر شده و در نمایشگاه کتاب تهران عرضه می‌شود.

به گزارش خبرنگار ادبیات و نشر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، انصاری می‌گوید: «تریو» قطعه‌ای موسیقی است که برای سه ساز نوشته می‌شود، مثل کوارتت که برای چهار ساز یا دوئت که برای دو ساز درنظر گرفته می‌شود. از آن‌جا که این رمان در سه بستر تاریخی شهر تهران و با محوری مشابه و درخور حال و هوای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آن دوره روی می‌دهد، نامش را «تریو تهران» گذاشتم، یا همان سه‌گانه – تریلوژی.


او می‌افزاید: قهرمانان این رمان، سه زن هستند که هر کدام به سهم خود در برهه‌ی زمانی مربوطه، یعنی تهران دهه‌ی 20 و روزگار اشغال شهر توسط نیروهای متفقین، اوایل دهه 50 و اواخر 80، برای دستیابی به آن‌چه می‌خواهند، همت و تلاش می‌کنند. زیرک و متفکرند و تا حدی ساختارشکن؛ دغدغه‌ی ایستادن و ماندن در وطن دارند و با دنبال کردن رد شوهران مفقودشان، در پی احیا و تثبیت هویتی از دست‌رفته هستند تا معنایی دوباره به زندگی خود ببخشند.

این نویسنده درباره‌ی فرم و زبان اثرش نیز می‌گوید: به نظر من، ادبیت متن به برجسته‌سازی زبانی آن متن مربوط می‌شود. هر نوشته‌ای ادبی نیست. در این رمان تلاش کرده‌ام برای هر فصل به فراخور زمانه و فضای قصه، از سطح زبانی مربوطی استفاده کنم. هدفم البته رسیدن به عمق در مضمون و ساده‌نویسی در صورت بوده است. امیدوار و خوش‌بینم که مخاطب با این کار رابطه‌ی خوبی برقرار کند.

رمان «تریو تهران» در 146 صفحه با شمارگان 2200 نسخه و قیمت 6000 تومان از سوی نشر آگه منتشر شده است.

پیش‌تر به قلم رضیه انصاری، رمان «شبیه عطری در نسیم» منتشر شده است. این کتاب به عنوان برگزیده‌ی دوازدهمین دوره‌ی جایزه‌ی مهرگان ادب برای بهترین رمان سال‌های 88-89 معرفی شد. همچنین کاندیدای دریافت جایزه‌ی هوشنگ گلشیری شد.

بیست‌وششمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران از 11 تا 21 اردیبهشت‌ماه در مصلای تهران در حال برگزاری است.

*این پست را با کمی تاخیر و پس از گفتگو با روزنامه ی اعتماد منتشر کردم و برای رعایت تقدم زمانی، تاریخ پست را به روز درج خبر تغییر دادم.


+   شنبه 1392/02/14ساعت 14:36  به قلم رضیه انصاری  | 

عاشق آدم ها و بس*

یادداشتی بر " آسمان خیس "، مجموعه داستان خارجی رتبه اول در نظرسنجی پایان سال ماهنامه ی تجربه

منتشر شده در بیستمین ماهنامه ی تجربه 


/**/

تاثیر و تاثر جنگ و مسایل پس از جنگ بر ادبیات آلمان قرن بیستم در آثار بسیاری از شاعران و نویسندگان به خوبی مشهود است: آثار گوتفرید بن، گونتر ایش، اینگه بورگ باخمن، پل تسلان، برتولت برشت، اریش فرید، هاینریش بل و بسیاری دیگر سرشار‌اند از نمودهای خشونت ناتورالیستی زندگی بورژوازی و نمونه‌های اوانگارد اوج اکسپرسیونیسم با درون مایه‌های اندوه و ملال زندگی. با پایان جنگ جهانی دوم دوره‌ی ادبی نوینی آغاز می‌شود که هر چند کوتاه، در آن از سیاهی و تلخی و رنج و احتیاج، دیگر خبری نیست و از صلح و آشتی و انگیزه‌های لطیف انسانی روایت می‌کند و با نمایش جنبه‌های گوناگون زندگی کارگران و مهاجران و دانشجویان و خرده جوامع صنعتی، راه را برای مدرنیسم هموار می‌سازد. ادبیاتی که پس از برداشته شدن دیوار و ادغام جامعه‌ی شرق و غرب آلمان و از حدود سال ۲۰۰۰ شکل گرفت و امروز هم چنان روند خود را می‌پیماید، مسائل ملموس و روزمره‌ی انسانی را دست‌مایه قرار داده، ضمن برخورداری از زبانی ساده و صمیمی، سردی روابط زندگی مدرن و پسامدرن امروز جامعه‌ی آلمان را تصویرسازی می‌کند.

داستان‌های مجموع در "آسمان خیس" از همین دست اند. این مجموعه که با دانش و آگاهی از میان دیگر داستان‌های مدرن و جدید آلمانی زبان یک دهه انتخاب شده، از یک سو گرایش‌های امروز عرصه‌ی ادبیات زبان آلمانی و رویکردهای تازه‌ی آن را به جامعه‌ی فارسی زبان معرفی می‌کند تا علاقمندان با شنیدن نام ادبیات به روز آلمان تنها به یاد گونتر گراس نیفتند؛ از سوی دیگر نماینده‌ ی طبقه‌های مختلف جامعه‌ی‌آلمانی زبان است : امینه سوگی ازدامر (متولد ۱۹۴۶) داستان نویسی مهاجر و ترک تبار است که با تلاش خود یکی از ۱۷۵ عضو اکادمی‌زبان و ادبیات آلمان می‌باشد. دکترای بازیگری دارد و رمان و نمایشنامه نیز می‌نویسد. "حیاط پشتی در آیینه" و "فرانتس" نخستین آثاری از سوگی ازدامر هستند که به زبان فارسی ترجمه شده اند. برنهارد شلینک (متولد۱۹۴۴ –آلمان غربی) تحصیل‌کرده‌ی حقوق است، مدتی در دادگاه قانون اساسی قاضی بوده، هم اکنون در دانشگاه‌های بن و فرانکفورت تدریس می‌کند. او تنها آلمانی است که آثارش در آمریکا جزو پرفروش‌ترین‌ها بوده است. پتر اشتام سوییسی(متولد۱۹۶۳)، دانش‌آموخته‌ی حسابداری و ادبیات انگلیسی و انفورماتیک اقتصادی روانشناسی، نویسنده و روزنامه‌نگار، بسیار محبوب و پرطرفدار است یودیت هرمان (متولد ۱۹۷۰-آلمان غربی) روزنامه‌نگار و نویسنده، به خوبی راوی نسل جوان این روزها شده و با زبان ادبی تازه اش بر غنای ادبیات ریشه دار آلمان افزوده و اینگو شولتسه (متولد۱۹۶۲-آلمان شرقی) تحصیل‌کرده‌ی زبانشناسی کلاسیک، مدیر هنری تئاتر، به روزنامه‌نگاری مشغول است و یکی از پنج نویسنده‌ی مهم جوان اروپا در فهرست نیویورکر است. از دو نویسنده‌ی اخیر پیش‌تر در مجموعه‌ی "گذران روز" (از همین مترجم) داستان‌هایی به چاپ رسیده بود. حسن سلیقه‌ی مترجم، محمود حسینی زاد (که خود داستان نویس موفقی هم هست) و تسلط اش بر حوزه‌ی ادبیات امروز جامعه‌ی آلمانی زبان، و تلاش او در برقراری ارتباط با نویسندگان به روز دنیا نیز بی شک در توفیق این مجموعه بی تاثیر نبوده است.  او در گفت و گویی با دویچه وله دلیل انتخابش را چنین توضیح می‌دهد: "مطمئن هستم نويسندگاني كه انتخاب كرده‌ام تمام ادبيات آلمان و ادبيات غرب را مي‌شناسند و آنچه تحويل مي‌دهند چكيده‌اي است از آن ادبيات و به همین دلیل سراغ نویسندگان قدیمی‌تر نرفته ام."

شاید راز ویژگی ادبیات جدید آلمان یعنی جهانی شدن آن هم در همین نکته نهفته باشد. مهاجرت غیر از پیامدها و مشکلاتی که برای هجرت کننده یا جامعه‌ی پذیرنده به همراه می‌آورد، ابعاد دیگری هم دارد. از داستان‌های تکراری مصایب کارگران خارجی که بگذریم، تازه‌های فرهنگ مهاجران، مثلا در صنایع غذایی یا عرضه‌ی اجناس فرهنگی و البسه و غیره در بازارها، حتی تاثیر آن خرده فرهنگ‌ها بر بافت جامعه انکارناشدنی است. چنین تنوع نگاهی در هر اجتماع، هنگامی‌که به رنگ و لعاب مطالعه و تحقیق و سفر و شناخت مزین شود، در ادبیات نیز به عمق می‌رود و  سبب می‌شود روزمرگی‌ها با زبانی نه لزوما فاخر، صریح و ساده و مناسب با حال و هوای داستان‌ها، گاه شوخ و گاه اندوهگین، روایت و با اقبال عمومی رو به رو شوند.


*نام برگرفته از داستان حیاط پشتی در آیینه/امینه سوگی ازدامار-آسمان خیس-ترجمه ی محمود حسینی زاد- نشر افق- تهران1391


+   پنجشنبه 1391/12/24ساعت 9:58  به قلم رضیه انصاری  | 

گفتگوی روزنامه ی اعتماد با برندگان جایزه مهرگان ادب


روزنامه ی اعتماد ، صفحه ی نخست - یکشنبه 8بهمن91


علی مسعودی نیا :  پس از افت ‌و خيزهاي بسيار بالاخره مراسم اعطاي جوايز مهرگان در محفلي كاملا خصوصي برگزار شد. اين جايزه كه مدت‌ها به خاطر ميسر نبودن برگزاري مراسم، كار اعلان نتايج خود را به تعويق انداخته بود، سرانجام با حضور جمعي كه به زحمت تعدادشان به تعداد انگشتان دو دست مي‌رسيد، برندگان اين دوره را معرفي كرد. «بهناز علي پور گسكري» با مجموعه داستان «بماند» و «رضيه انصاري» با رمان «شبيه عطري در نسيم» برگزيدگان اين دوره بودند. هفته گذشته به همين مناسبت، اين دو نويسنده ‌ميهمان روزنامه «اعتماد» بودند و از خصايص كتاب‌هاي خود و فضاي كلي داستان‌نويسي امروز ايران سخن گفتند... 

(لینک اصلی)

همراه با معرفی آثار و گزارش کوتاهی از مراسم اعطای جایزه


ادامه مطلب
+   شنبه 1391/11/14ساعت 10:4  به قلم رضیه انصاری  | 

گفت و گو با ایسنا

رضیه انصاری گفت: با وضعیت کنونی نشر کتاب، رغبت نویسندگان و مترجمان و مؤلفان محل تردید است، ولی به هرحال نویسنده نمی‌تواند ننویسد.

این داستان‌نویس که به تازگی برای رمان «شبیه عطری در نسیم» برنده‌ی جایزه‌ی «مهرگان ادب» شده است، در گفت‌وگو با خبرنگار ادبیات و نشر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره‌ی وضعیت داستان‌نویسی امروز، سطح کیفی کارهای ارائه‌شده و همچنین توجه مخاطبان به آثار داستانی گفت: با توجه به وضعیت فعلی نشر و تیراژهای هزارتایی و مشکلاتی دیگر از قبیل گرانی کاغذ و حق‌التألیف‌های پایین و قیمت‌های پشت جلد بالا و غیره، رغبت نویسندگان و مترجمان و مؤلفان محل تردید است. حتا اگر خوانندگان حرفه‌یی هنوز دل و دماغی برای کتاب خواندن داشته باشند و حتا اگر کسی هنوز به فکر قانونی کردن کپی‌رایت نیفتد...


ادامه مطلب
+   یکشنبه 1391/11/01ساعت 20:55  به قلم رضیه انصاری  | 

"شبیه عطری در نسیم" برنده ی نهایی جایزه ی مهرگان ادب


هیأت داوران دوازدهمین دوره ی جایزه مهرگان ادب، از میان ۱۳۴ رمان و نوولت و داستان بلند که در سال‌های ۱۳۸۸ و ۱۳۸۹ در ایران منتشر شده است‌، «شبیه عطری در نسیم» نوشته‌ی رضیه انصاری (نشر آگه) را  به عنوان رمان برگزیده معرفی کرد. همچنین «دو پرده‌ی فصل» نوشته‌ی فرشته مولوی (نشر افراز) به عنوان رمان تحسین‌شده معرفی شد.

در بخش مجموعه‌ داستان نیز مجموعه‌داستان «بماند» نوشته‌ی بهناز علی‌پور گسکری (نشر چشمه) به عنوان برگزیده و مجموعه‌ داستان های «خواب با چشمان باز» نوشته‌ی ندا کاووسی‌فر (نشر چشمه) و «و حالا عصر است» نوشته‌ی طیبه گوهری (نشر ثالث) به عنوان مجموعه‌ داستان های تحسین‌شده معرفی شدند.

 رمان «زیر چتر شیطان» نوشته‌ی زنده‌یاد محمد ایوبی (نشر هیلا) نیز شایسته‌ی تحسین ویژه اعلام شد و کوشش‌های این نویسنده‌ی فقید مورد احترام قرارگرفت.

جایزه ادبی مهرگان قدیمی ترین جایزه ی خصوصی است که به دبیری آقای علیرضا زرگر از سال ۱۳۷۴ به راه افتاده است. هیأت داوران این دوره آقایان احمد پوری، علیرضا سیف‌الدینی و مهدی غبرایی بودند.


از متن بیانیه ی هیات داوران جایزه مهرگان ادب:

"هیات داوران مهرگان ادب پس از بحث های همه جانبه و طولانی به اتفاق آرا از میان پنج رمان راه یافته به مرحله نهایی رمان شبیه عطری در نسیم نوشته رضیه انصاری از نشر آگه را به دلیل روایت واقع گرایانه مدرنیستی از زندگی ایرانیان دور از وطن، کاربرد نثر و زبان متناسب با متن، دیالوگ های سنجیده و خلق تعلیق ها و ابهام های هنری شایسته دریافت تندیس مهرگان ادب و جایزه نقدی دانسته است."


(متن کامل خبر و چند عکس - ایسنا)


+   شنبه 1391/10/30ساعت 12:0  به قلم رضیه انصاری  | 

نقش کانون سازی راوی غیر انسان در داستان کوتاه

منتشر شده در فصلنامه ی سینما و ادبیات، زمستان ۹۱


"چون دسته ی سگان وحشی که عرصه را بر گاوی تنگ می کنند گرداگردم به کمنداندازی پرداختند. در موضع دفاع دو تن از ایشان را به زخم سم هلاک کردم و چنان با غیظ سرم گرم خائیدن کله ی تازیانه نوازی که گونه هایی استخوانی و چشمانی بیرحم داشت، شد که نفهمیدم کی گردن خود را نیز در کمند حضرات انداخته ام. گمانم  حالا که دست کم بعد از سی فرسخ در اصطبلی که ظاهرا اسب سفید تهمینه سر در آخورش می کند، حبس شده ام و دارم این دستخط را می نویسم، رستم بیچاره وار در راه سمنگان است و خود را که به سراسیمه ی ژولیده ای می ماند برای خواب سنگینش ملامت می کند." (یادداشت های یک اسب-یارعلی پورمقدم) 

افراد از نظر شناختی و حوزه ی آگاهی با هم متفاوتند. جهت‌گیری‌های ادراکی و عاطفی، عادات، رفتار و توانایی‌های ذهنی گوناگونی دارند که به هنگام روایت، بیانگری بی‌تردید متاثر از مجموعه‌ی این‌هاست. بن‌ اندیشه‌های جهان که قابل شمارش و آشنا و چه بسا تکراری‌اند اما روایات جهان از شمار بیرونند. در این میان راوی است که باید از چشم‌اندازی با چارچوب‌های هدفمند و محکم برخوردار باشد تا بتواند جهت‌گیری مورد نظر مولف را از سمت و سوی اتفاق و جای و گاه روایت به خواننده منتقل کند. ژرار ژنت در نظریه ی روایتش میان دو پرسش "راوی کیست؟" و "کدام زاویه‌ی دید، چشم انداز روایت را جهت می‌دهد؟" تمایز قائل می شود. گرچه برخی دیگر از نظریه پردازان روایت، بر این تمایز نیستند، اکثریت بر "جایگاه کانونی" و یکسان برای روایت اتحادنظر دارند...


ادامه مطلب
+   چهارشنبه 1391/10/20ساعت 10:20  به قلم رضیه انصاری  | 

پرومته در یلدا

                                                                برای م.ی.

امروز روز آخر پاییز است
من هنوز راز فصل ها و اشیا را نمی دانم
و از افسانه های اساطیری درس نگرفته ام
و حسابم انقدر خوب نیست تا جوجه هایم را بشمارم
و ایمانم آنقدر سست است که هندجگرخوار
هنوز هم روزی یک بار عاشق آتش می شوم و هر دقیقه پشیمان
می دانم می دانم
فردا اول دی ماه است و هیچ کس دوباره به دنیا نمی آید

آی اسکندر

جگرت را نذر فرزندان پرومته کن
اهدای عضو ثواب دارد
افشره ی هومِ این روزهاست
 

امروز روز آخر پاییز است

و من هنوز نان روز را می خورم
و حکایت شب هایم همه یلداست


+   پنجشنبه 1391/09/30ساعت 12:30  به قلم رضیه انصاری  |