داروِگ

تریو تهران در میان آثار داستانی تایید شده برای عرضه در نمایشگاه کتاب فرانکفورت

 

"تریو تهران" برای دومین بار در نمایشگاه کتاب فرانکفورت عرضه می شود.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) اتحادیه ناشران و کتابفروشان در تیرماه امسال، 850 عنوان کتاب از 63 ناشر را در حوزه‌های مختلف، برای عرضه در غرفه ایران در نمایشگاه بین‌‌المللی کتاب فرانکفورت، بررسی کرد که از این میان 190 عنوان کتاب انتخاب شدند و به نمایشگاه کتاب فرانکفورت راه یافتند. 27 عنوان از این آثار به ادبیات داستانی اختصاص دارند.

این نمایشگاه ار 8-12 اکتبر 2014 در شهر فرانکفورت برپاست.

 

+   سه شنبه 1393/07/15ساعت 14:0  به قلم رضیه انصاری  | 

ما با خودمان حرف می زنیم

 
منتشر شده در مجله ی ادبی-هنری هنگام، شماره 3-2 (خرداد و تیر 93)، شیراز
 
موضوع «جمع خوانی» این شماره «آداب و عادات نوشتن» است. آداب و عادات نوشتن نویسندگان علاوه بر جذابیت و لذت معمول، نوعی نقشه و راهنمای نوشتن برای نویسندگان جوان تر نیز محسوب میشود. امین فقیری، محمد رحیم اخوت، فریبا وفی، سارا سالار، رضیه انصاری و فرشته احمدی نویسندگانی هستند که از آداب و عادات نوشتن خودشان، برای «هنگام» نوشته اند...
 
واژه قدمتی به درازای زندگی دارد. پیشینه ای از نقش غارها و الواح گلین بر پیشانی دارد، تا الفبا. و به قول شاعر شبانه ها و هجرانی ها وقتی هیچ هم سخنی، هم دلی، هم راهی و هم ذائقه ای نمی یابیم ناچار می شویم با خودمان حرف بزنیم و اولین قدم ها را به سوی جنون برداریم. آن گاه می نویسیم. نوشتنی که ما را از آن گریزی و چاره ای نیست. نوشتنی که دواست و درد نیز هم. نوشتنی که زمین است و زمانمان. تا شاید زمانه بر ما آسان بگیرد.  همین حالا که دارم این ها را در جنون سرد این شب برفی منفی هشت درجه می نویسم، صفحه کلید بدون سیم را گذاشته ام روی پیشخان آشپزخانه و چهارزانو نشسته ام پشتش. میز کارم نزدیک پنجره است و امشب نشستن آن جا محال ممکن است. دخترم در اتاقش خوابیده و خبر ندارد که فردا مدرسه تعطیل است. من هم به سکوت شب وصدای آتش شومینه ی گازی و بکسباد هر به چند چرخ ماشین هایی گوش می کنم که در پیچ کوچه ی برفی گیر می افتند. مبایلم را جایی گذاشته ام که آنتن نمی دهد و با آن که پیشرفت تکنولوژی را تحسین می کنم، کماکان آرزو دارم کاش در تهران دهه ی چهل زندگی می کردم. شبانه ها خوبند. در شب صدای کلنگ عمران همسایه بر دیوار مشترک نمی آید. از سر و صدا و گپ و گفت های جلوی آسانسور، استقبال یا مشایعت میهمان در راهرو و تق و تق پاشنه های کفش خانم مسن طبقه ی بالا هم خبری نیست. غذایی روی اجاق گاز نیست. زباله ها را برده اند. کسی بی هوا زنگ نمی زند. منتظر تلفن هم نیستم. دیگران دورند، خیلی دور... فقط این لیوان چای منتظر من است و من منتظر واژه ها که از من بکَنند و بچسبند بر صفحه ی سفید و من فارغ شوم. فارغ از روزی که بر من گذشت. فارغ از فکر و خیالاتی که از صبح به موازات لحظه ها و رویدادها و روزمرگی ها در سرم پرسه می زدند و تا این ساعت تنهایی، مجال عین نداشتند و مرتب ساکت و پس زده می شدند و من در پیچ و تاب، تا کی با خودم تنها شوم... این ابتدای جنون است. شاید داستانی را که امشب می نویسم یکی آدمیزاد بیچاره تر از من در بالینش در شبی یخبندان مثل امشب، یا در رخوت تختی در بیمارستان، یا بر تنهایی نیمکت پارکی و صندلی کافه ای بخواند و من با او حرف زده باشم. سردم که شود به بخار این چای و شعله ی آتش نگاه می کنم. تاریکی اگر یادم بیاید به نور این آباژور پناه می برم و سایه ها یی را تماشا می کنم که امتدادشان بر سقف و دیوارهای مجاور می شکند. حس و حال شخصیت های داستانم اگر مبهم و کمرنگ شوند این دو شیشه ی عطر را می بویم که یکی زنانه است و دیگری مردانه، تا گم راه نشوم. این عکس ها هم که به دیوار روبرو زده ام مرا از سیلان در خلاء نجات می دهند و بازم می گردانند به فضای قصه... با این همه گاهی پیش نمی رود. موسیقی و آهنگی می خواهم تا حصاری به دورم بکشد و گوش هام را کر کند و چشم هام را کور. باید همه ی حس هایم از دستانم بیرون بزند، از نوک انگشتانی که بر صفحه کلید می زنند. سال هاست که همین سکوت و جنون باید باشد تا واژه ها زمینگیرم کنند و زمان و مکان از یادم برود و چای سرد شود و همه ی ماشین هایی که در برف گیر کرده اند به خانه شان برسند و همه ی بچه هایی که فردا مدرسه نمی روند قسمت های ساخته نشده ی سریال بابالنگ دراز را هم در خواب ببینند و من یادم نیفتد که فردا، یعنی دو سه ساعت دیگر باید بروم سرکار و هی خمیازه بکشم و همکاران و اربابان رجوع را طوری نگاه کنم انگار پشت غباری از مه هستند و هی پلک بزنم و هی صدایمان به هم نرسد و هی پروانه ها دور سرم بچرخند و دیالوگ شخصیت هام در ذهنم کوتاه و بلند و احیانا شکسته و لحن دار شود تا باز شب از راه برسد...   واژه قدمتی به درازای زندگی دارد. جنون هم شاید کوتاهتر از زندگی نباشد. گرچه کوتاه است، هم جنون شبانه، هم زندگی. باید زود دست به کار نوشتن شد. دیر می شود.
                                                                                   شمیران-بامداد دوشتبه14 بهمن 92 


 

+   جمعه 1393/04/20ساعت 13:5  به قلم رضیه انصاری  | 

به یاد منصور کوشان صلح با چند نقل قول

 

"ای کاش، آری ای کاش، اندکی از امیدها و شادهای گذرا،به انباشتی از انتخاب فردی و اراده ی عمومی یایدار تبدیل می شد."

"در یک جامعه ی آزاد، سالم و متعادل، انسان یک رأی نیست. مجموعه ای از احساس و اندیشه است که می تواند کل یک نظام را دگرگون کند."

"تو آزادی هر تو که دوست داری و می‌خواهی گفتار و کردار و پندار داشته باشی و زندگی کنی، اما بدان تا زمانی که نام و چهره‌ی خود و دیگران را پنهان می‌کنی، هرگز به آزادی نخواهی رسید."

"انسان بدون داشتن واژه، برابر است با انسان پیش از دوره ی کهنه سنگی که هنوز ارتباط کلامی را نشناخته بود. انسان هر چه بیشتر واژه داشته باشد، متمدن تر است. تمدن چیزی مگر انباشت واژه ها نیست."

"بزرگ ترین موهبت برای هر انسان و هر جامعه شادی و شادمانی است و پرستاری از شادی مهم ترین ستایش در زندگی هر فردی است."

 پ.ن.: منصور کوشان مدتی است دیگر درد نمی کشد و به آرامش ابدی رسیده است. 

 

+   سه شنبه 1392/11/29ساعت 13:7  به قلم رضیه انصاری 

کوندرا، هنرمند تقابل ها

... کوندرا همه چیز را انسانی، یعنی نشات گرفته از انسان بودن انسان می داند. پس کمونیسم و فاشیسم و تعصب و جنایت نیز انسانی اند و بدیهی است که آرمان های سیاسی بسیاری به کشتارهای جمعی بی انجامد. می گوید من که کشیش نیستم پس نمی توانم به مردم بگویم به چه چیزی اعتقاد داشته باشند. او در ادامه ی این باور، عوام پسندی را از کارکردهای موفق سیاست بازانی می داند که هدفشان دلخوش کردن و راضی نگهداشتن توده های مردم است و از این رو عامه پسند را مایه ی عاطفی رقیقی برای هنر و بنابراین مردود می داند. در روابط جنسیِ شخصیت های آثارش به مسئله ی هویت می پردازد، به رابطه ی جسم و روح، و تن و اندیشه که در موقعیتی خاص شکل می گیرد. او حتی در نمایش این روابط نیز آن چه را که در سیاست روز جامعه روی می دهد به زندگی خصوصی شخصیت ها وارد می کند و زندگی روزانه ی آن ها را به بازنویسی تاریخ همان روزگار تبدیل می کند. او از بیان هیچ چیز ترس و واهمه ای ندارد. معتقد است هر چه در حکومت های توتالیتر اتفاق می افتد اگر به داستان کشیده شود، نه افتضاحی برای نویسنده که سبب رسوایی مردم شناسانه ای خواهد شد. و این مردم اند که باید تکان بخورند و در محاصره ی چنین اجتماعاتی، حقایق آشکار و حد و اندازه ی قابلیت های خوب و بد نشات گرفته از انسان بودن خود را فراموش نکنند...

پ.ن.: این مطلب را چند وقت پیش بنا به درخواستشان برای روزنامه ی آرمان فرستاده بودم که گویا انتشار پرونده ی کوندرا یا بهار پراگ در صفحه ی مربوطه تصویب نشد!



ادامه مطلب
+   چهارشنبه 1392/11/16ساعت 15:3  به قلم رضیه انصاری  | 

سه زن، سه نسل، سه دوره تاريخی

روزنامه اعتماد-ادب و هنر، یکشنبه 6 بهمن 92

گزارش بازخواني «تريو تهران» نوشته رضيه انصاري با حضور محمدعلی سپانلو و محمود حسيني‌زاد (لینک اصلی)


«تريو تهران» دومين كتاب رضيه انصاري است، كه پيش‌تر براي كتاب اولش «شبيه عطري در نسيم» نامزدي جايزه «گلشيري» و جايزه «مهرگان ادب» را به عنوان بهترين رمان از آن خود كرده بود. انصاري در رمان اولش به روايت چند مرد ايراني مهاجر كه هر كدام به نوعي دچار خلئي عاطفي و هويتي هستند، مي‌پردازد و اكنون پس از دو سال از انتشار رمان اولش، به سراغ موضوعي متفاوت در حال‌وهواي متفاوتي از رمان اولش رفته: تهران، و داستان زندگي سه زن - كه شايد بتوان گفت داستان سه نسل يا سه دوره تاريخي معاصر ايران نيز هست- به نام‌هاي «عاليه»، «منيژه» و «سالومه»، كه به ترتيب هر كدام اداي ديني است به قصه‌ها و نويسندگاني چون بهرام بيضايي و غلامحسين ساعدي. زناني كه هر كدام به نوعي دنبال گمشده‌يي هستند يا خود در اين كلانشهر كه در هر دوره‌يي چهره عوض مي‌كند، و گم شده‌اند... و اين گونه خانم نويسنده به روايت تهران مي‌نشيند؛ تهراني كه حالا به عنوان يك شخصيت وارد «تريو» مي‌شود: «در هر سه داستان مشترك است و پاره كوچكي از همان شهر به حساب مي‌آيد و شاهد ساكت همه اين اتفاق‌ها بوده و خوشبختانه هنوز نريخته‌اندش پايين تا به كل منكر اين هويت‌ها و داستان‌هايي شود كه به عنوان تاريخچه در بطنش روي داده و حضور داشته؛ حضوري كه در عين غياب در پشت و پسله و پستوي خانه‌ها و هر كوي اين شهر در ذهن آدم‌هاي آن جاري است.» در نشست بررسي و بازخواني «تريو تهران»، كه با حضور محمدعلي سپانلو و محمود حسيني‌زاد برگزار شد، در ابتدا سپانلو متذكر شد در ميان آثاري كه چندي پيش از سوي نشر «آگه» به دستش رسيده، كتاب رضيه انصاري را نسبت به كارهاي ديگر پسنديده است. سپس وارد محورهاي اصلي بحث خود شد...


ادامه مطلب
+   دوشنبه 1392/11/07ساعت 13:16  به قلم رضیه انصاری 

نقد و بررسی تریو تهران-محبوبه پاشالی

سایت کانون فرهنگی چوک (لینک مطلب)

کتاب با ویترین طرح جلدی که تصویر انعکاس تلالوی نور از سطح موج‌دار حجمی ‌از آب، بر روی شیشه‌ی پنجره خانه‌ای با پرده توری شفاف و سایه‌ی یک درخت، ازکتاب‌های دیگر با همین قطع متمایز می‌شود. نام کتاب هم کنجکاوی ما را بر می‌انگیزد و برای خلاصی از آن، کتاب را از نظر می‌گذرانیم و الزام مکان تهران را در نمایاندن اتفاقات یا دلبستگی شخصیت‌ها بررسی می‌کنیم.

کتاب، روایت سه داستان‌کوتاه و مستقل در مورد سه شخصیت زن، در سه دوره‌ی تاریخی تاثیر‌گذار (دهه‌ی بیست، چهل و اواخر دهه‌ی هشتاد ایران) است. که در قالب فصل بیان شده است. هر داستان می‌تواند جدا از داستان‌های دیگر مجموعه، به‌عنوان یک داستان کامل با تمام خصوصیات و عناصر آن (با شروع و انتهایی معلوم) بدون در نظر گرفتن سایر داستان‌های مجموعه خوانده شود.

داستان‌ها راوی «سوم شخص» را دارند به استثنای داستان آخر که از نیمه‌ی داستان از «من‌راوی» به «تو راوی» برمی‌گردد...


ادامه مطلب
+   جمعه 1392/10/20ساعت 9:34  به قلم رضیه انصاری  | 

بحث و گفتگو درباره "تریو تهران"

با همکاری نشر آگه و موسسه بهاران خرد و اندیشه

با حضور محمدعلی سپانلو، محمود حسینی‌زاد و رضیه انصاری

زمان: پنج‌شنبه 21 آذرماه، 5 تا 7 عصر

مکان: ولی‌عصر،بالاتر از زرتشت، روبه‌روی پمپ بنزین،ک وچه نوربخش، پلاک 21 موسسه بهاران خرد و اندیشه


(لینک خبر در ایسنا)

(لینک خبر در ایبنا)


+   دوشنبه 1392/09/18ساعت 11:38  به قلم رضیه انصاری  | 

نگاه منصور کوشان به تریو تهران


جنگ زمان

فصلنامه ادبیات، فرهنگ و هنر، اکتبر2013

(لینک اصلی)


شبیه عطری در نسیم نخستین داستان بلند رضیه انصاری نوید در راه بودن یک نویسنده‌ی حرفه‌ای را می‌داد و انتظار انتشار اثری متفاوت هم چون تریو تهران را. نوشتن در عین حال که بسیار ساده است  و هر کس هر گاه حوس کرد می‌تواند هر چه را دوست داشت بنویسد و منتشر کند، در عین حال بسیار سخت است. نظم و انضباطی را می‌طلبد که بسیاران در میانه‌ی راه از آن دل می‌کنند یا بی خیال ریزه‌کاری‌ها و به طور کلی شگردهای بیرونی و درونی اثر، به راهشان ادامه می دهند و چه بسا که در طلب خواننده‌ی ساده و گذرا هم موفق باشند. اما نویسنده‌ی جدی شدن به راستی که ریاضت می‌طلبد. خواندن و خواندن و نوشتن و نوشتن و مشق این و آن شگرد را کردن یکی از بهترین آزمون و خطاهایی است که هر نویسنده‌ی جوان می‌تواند توانایی‌های خود را با آن محک بزند و در عرصه‌ی قضاوت قرار بدهد. رضیه‌ی انصاری نه تنها که با انتشار کتاب تریو تهران نشان می‌دهد که عزم خود را برای نویسنده‌ی حرفه‌ای و جدی جزم کرده است، که با انتشار آن، تجربه‌ی خود از آزمون و خطا را در پیش روی خواننده قرار داده است...


    (لینک سفارش این شماره فصلنامه جنگ زمان از آمازون)


ادامه مطلب
+   سه شنبه 1392/09/05ساعت 13:54  به قلم رضیه انصاری  | 

از نمای نزدیک

گفتگو با رضیه انصاری

حمیدرضا امیدی سرور - سایت مد و مه

(لینک اصلی)


سومین بخش از سلسله گفتگوهای «از نمای نزدیک» سایت مد و مه اختصاص دارد به نویسنده ای که تا کنون دو رمان (شبیه عطری در نسیم و تریو تهران) از او منتشر شده و هر دو نیز کارهای خوب و آبرومندی بوده اند. در این مورد شک نکنید که برخلاف خیلی از کتاب های این روزها، از خواندن کارهای او احساس خوبی خواهید داشت. من دو نکته را در آثار او خیلی دوست دارم؛ اول نثر پاکیزه او که مثل برخی بی دلیل دشوار نشده و دیگر اینکه او توان خلق دنیایی داستانی خود را در آثارش دارد، دنیایی که خاص خود اوست و به هیچ نویسنده دیگری شباهت ندارد...


ادامه مطلب
+   شنبه 1392/09/02ساعت 11:41  به قلم رضیه انصاری  | 

نقد رمان تریو تهران در شهرکتاب ساوه

(لینک خبر)

رمان "تریو تهران" فردا اول آذر به عنوان کتاب ماه در شهرکتاب ساوه بررسی خواهد شد. در این نشست محسن حکیم معانی، غلامرضا قاسمی زاده و جمعی از دوستداران ادبیات داستانی در حضور نویسنده به تحلیل و نقد و گفتگو درباره ی اثر می پردازند. شرکت در این جلسه برای عموم علاقمندان آزاد است.

نشانی: ساوه، خیابان طالقانی، روبروی پارک شهر

---------------------------------------------------

پ.ن.: لینک گزارش این نشست با تصویر : اینجا


+   پنجشنبه 1392/08/30ساعت 15:12  به قلم رضیه انصاری  | 

داستان خوانی در برج میلاد

(لینک اصلی خبر)

سومین شب از شب‌های داستان برج میلاد تهران، عصر سه‌شنبه ۲۸ آبان با حضور کاوه میرعباسی، رضیه انصاری، حامد حبیبی و علی چنگیزی برگزار شد.

كاوه ميرعباسي، نويسنده و مترجم، فصل يازدهم رمان "روياي سلت" نوشته ماريو بارگاس يوسا را كه به تازگي ترجمه كرده و هنوز منتشر نشده، قرائت كرد. او پیش از خواندن رمان، درباره آن گفت: وقايع داستان در اواسط جنگ جهاني اول مي‌گذرد و شخصيت اول آن به نام راجر كه ديپلماتي ايرلندي و ملي‌گراست، عليه دولت انگليس فعاليت مي‌كند و مي‌خواهد با همدستي آلمان‌ها شورش كند اما اين قيام شكست مي‌خورد و او به اعدام محكوم مي‌شود. وي افزود: وقايع داستان به طور موازي در يك فصل، اتفاقات داخل زندان را روايت مي‌كند و در فصلي ديگر، به رخدادهاي گذشته فلاش بك مي‌خورد. مترجم كتاب "زنده‌ام که روایت کنم" با انتقاد از ترجمه‌هاي همزماني كه از يك كتاب و نويسنده به بازار مي‌آيد، گفت: اين ترجمه‌ها سودمند نيست و تا زماني كه كشور ما عضو قانون كپي‌رايت نشود، اين مشكلات پابرجاست و كسي نمي‌تواند با آن مبارزه كند. البته ترجمه‌هاي مختلف براي آثار كلاسيك كشورهاي مختلف، در بازه‌هاي زماني متفاوت مفيد و حتي ضروري است. وي ادامه داد: همين حالا من مشغول ترجمه "كمدي الهي" دانته هستم ولي براي اين كار از ۹ متن استفاده كرده‌ام كه ۵ متن آن، به زبان انگليسي است و باز هم جا دارد كه ترجمه شود چون اين متن، متني است كه خميرمايه خوبي براي ترجمه دارد.

رضيه انصاري، ديگر نويسنده شب سوم شب‌هاي داستان برج ميلاد، پیش از خواندن داستان، در پاسخ به سوال جواد عاطفه – مجری برنامه - درباره تاثير جوايز ادبي بر نويسندگان گفت: جايزه ادبي به هرحال اتفاق خوبي است و وقتي بعد از مدتي برگزار مي‌شود، هم صنفان يكديگر را مي‌بينند و از كارهاي تازه هم باخبر مي‌شوند. وي اضافه كرد: اگرچه تيراژ كتاب در ايران بسيار پايين است و هزار نسخه کتاب براي جمعيت ۷۰ ميليوني كشور ما خنده‌دار است ولي برگزاري و برپايي جوايز، بهانه‌اي است براي گردهم‌آيي همان عده اندكي كه كتاب مي‌خوانند. نويسنده "تریو تهران" در بخش ديگري از سخنانش گفت: با این که همين جوايز باعث خوشحالي عده‌اي و ناراحتي و دلخوري عده‌اي ديگر مي‌شود ولي دست‌كم مي‌تواند به معرفي آثار كمك كند. انصاري همچنين گفت: با همه اينها شخصاً معتقدم نويسنده، وقتي جايزه ی واقعی را مي‌گيرد كه کتاب او بتواند مخاطب را جذب كند و درواقع مخاطب با اثر او ارتباط برقرار كرده باشد. او سپس فصل سوم رمان تريو تهران را براي حضار خواند، رماني كه وقایع آن در تهران و در سه دهه ۲۰، ۴۰ و ۸۰ شمسی روايت مي‌شود.

حامد حبيبي، نويسنده ديگري كه داستاني منتشرنشده را با عنوان «نوري كه از آشپزخانه مي‌آيد» خواند، درباره جوايز ادبی مستقل و دولتي گفت: جايزه ادبي، چه مستقل و چه دولتي، نبايد هيچ تاثيري روي نويسنده داشته باشد و نويسنده بايد كار خودش را انجام دهد. وي با بيان اينكه در هشت سال گذشته، هيچ جايزه مستقلي در كشور وجود نداشته است، گفت: برخلاف بسياري از دوستان نويسنده، من معتقدم که هزار نسخه براي تيراژ كتاب در ايران كافي و خوب است چون همين تعداد هستند كه كتاب مي‌خوانند و فكر نمي‌كنم با افزايش تعداد جوايز، تعداد افراد كتاب‌خوان بيشتر شود. نويسنده مجموعه "بوداي رستوران‌ گردباد" افزود: به نظر من کسب جوايز ادبي دولتي و مستقل با هم فرقي ندارند و هر نويسنده‌اي كه يكي از آن جوایز را دريافت كند، در نظر عده‌اي مغضوب مي‌شود و اگر جايزه را نگيرد، حسرت مي‌خورد!

در این شب، رزا قائلي‌زاد، يكي از مخاطبان شب‌هاي داستان، نويسنده ديگري بود كه داستان کوتاهش را براي حاضران خواند.

علي چنگيزي، نويسنده ۳۴ ساله آباداني هم داستان "مرمت" را از مجموعه "كاج‌هاي مورب" براي حاضران خواند. وي درباره تاثير فضاهاي بومي بر داستان گفت: توجه به فضاهاي بومي بيشتر در آثار داستان‌نويساني ديده مي‌شود كه داستان‌شان در جنوب كشور مي‌گذرد و خواننده از عناصري چون فضا، ديالوگ و مكان، بومي بودن آن را تشخيص مي‌دهد و به نظر من، تمام اين عناصر به خوانده نشدن داستان منجر نمي‌شود. 

دوره دوم شب‌های داستان از ۲۶ آبان تا ۲ آذر هر شب از ساعت ۱۸ در مرکز همایش‌های برج میلاد برگزار می‌شود.



+   پنجشنبه 1392/08/30ساعت 15:10  به قلم رضیه انصاری 

با شهرنوش پارسی پور

نگاهی به رمان "تریو تهران"

«تریو تهران، کتابی است که در اینجا مورد بررسی قرار می‌گیرد. این کتاب از سه داستان تشکیل شده است و می‌کوشد فضای زندگی در تهران را در سه دوره، با فاصله از یکدیگر مورد بررسی قرار دهد. فصل نخست با نگاهی به فیلم نامه‌ی اشغال، اثر بهرام بیضایی نوشته شده است. من البته این فیلم نامه را نخوانده‌ام، اما رضیه انصاری، ظاهراً از قهرمانان همان داستان استفاده کرده است و کوشیده بخشی از آن را به شکل دیگری بنویسد. کتاب فضای زمان اشغال ایران توسط متفقین را ترسیم کرده است. گرسنگی بیداد می‌کند. عالیه با پدر شوهر و مادر شوهرش زندگی می‌کند. شوهر او ناپدید شده است و روشن نیست چه بلایی سر او آمده است. در این احوال، نظامیان خانه آن‌ها را می‌گردند. ظاهراً این دستور متفقین است. آنان چیزی پیدا نمی‌کنند. اما در نیمه شب پسر عین الله، که یک انقلابی جوان است و علیه متفقین کارهایی انجام می‌دهد، درب خانه آن‌ها را می‌زند و داخل می‌شود. او  چون در تعقیب است، از آن‌ها پناه می‌خواهد. عالیه به او پناه می‌دهد و در خوراک نداشته‌اش شریکش می‌کند. پدر شوهر و مادر شوهر نیز در جریان قرار می‌گیرند. بعد جوان نفت فروش می‌آید و به آن‌ها نفت می‌فروشد و در هنگام خروج از خانه مورد بازخواست افسر قرار می‌گیرد. دوباره دستور رسیده است که این کوچه را بگردند. عالیه موفق می‌شود افسر را گول بزند و پسر عین الله نجات پیدا می‌کند...»

(لینک فایل صوتی)


+   سه شنبه 1392/07/09ساعت 11:32  به قلم رضیه انصاری 

از بین رفتن مرزهای جعلی بین زن و مرد

نگاهی به رمان شبیه عطری در نسیم

مهرک کمالی

«شبیه عطری در نسیم» نوشته رضیه انصاری زندگی بهزاد، شخصیت اصلی رمان را از دو زاویه روایت می‌کند: حرکت او از آرمانگرایی انقلابی به سوی مشارکت داوطلبانه اجتماعی و همچنین کنش و واکنشِ دو جنبه مردانه و زنانه شخصیتش. این دو روایتِ در هم تنیده٬ زندگی بهزاد و پیمان و کیا را می‌سازند؛ این سه نفر همراه با نازی چهارضلع یک دوستی طولانی هستند که ستون‌های اولیه‌اش بهزاد و نازی بوده‌اند. نازی روح داستان است. او، هم امکان مشارکت اجتماعی را برای دیگران فراهم می‌کند، و هم مردان داستان را یاری می‌دهد زنانه‌تر زندگی کنند. «شبیه عطری در نسیم» مردانگی و زنانگی را در کنار هم بازنمایی می‌کند و نه در تقابل با هم. از این جهت می‌توان گفت اتفاقی تازه در عرصه داستان‌نویسی ماست...


مهرک کمالی

مهرک کمالی

محقق بخش مطالعات خاورمیانه در دانشگاه آریزونا

(لینک مطلب اصلی)

مطلب مرتبط: دشواری بازنمایی رابطه عاشقانه زن و مرد در چند رمان فارسی (دل دلدادگیِ ٬ نیمه غایب٬ چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم٬ نگران نباش و آویشن قشنگ نیست) (لینک مطلب اصلی)


ادامه مطلب
+   سه شنبه 1392/07/09ساعت 10:40  به قلم رضیه انصاری 

خوانشی روانکاوانه از تریو تهران

روزنامه آرمان - مجتبا گلستانی (لینک روزنامه)

خوانش روان‌کاوانه‌ی رمان «تریو تهران» به بازیابی ساختار سه‌گانه/ادیپیِ سه اپیزود تشکیل‌دهنده‌ی متن می‌انجامد. برحسب آن‌چه لکان در «سمینار نامه‌ی ربوده‌شده» در تفسیر دیدگاه فروید درباره‌ی اجبار در تکرار می‌گوید، «تریو تهران» با وسواس تکرار تجربه‌های نامطبوع و ناخوشایند روبه‌روست، تکراری که کاملاً در برابر «اصل لذت» قرار دارد. اصل لذت، در روان‌کاوی، لذت‌طلبیِ کام‌جویانه‌ی بی‌قیدوشرط (Hedonism) معنی نمی‌دهد، بلکه معنای لذت در این اصل، دوری و پرهیز از اَلَم و درد است و نوعی صرفه‌جویی در برابر تحریکات روانی. پس تکرار تجربه‌های ناخوشایند، از یک سو، رفتن به «فراسوی اصل لذت» است و از سوی دیگر، با یادآوری و تذکار رابطه‌ی مستقیم دارد؛ اما اجبار در تکرار صرفاً یادآوری گذشته نیست، بلکه عناصر زندگی گذشته را عملاً (و اجباراً) تکرار می‌کند، به این معنا که امیال دفع‌شده بازمی‌گردند و از نو در زندگی تکرار می‌شوند..


ادامه مطلب
+   شنبه 1392/06/30ساعت 14:0  به قلم رضیه انصاری 

یادداشتی از یعقوب یسنا، استاد دانشگاه ابوریحان بیرونی کابل، افغانستان


...موقعی که رمان «تریوتهران» را می خواندم، بی اختیار به یاد تعدادی از زنان خویشاوند خودم افتادم؛ زنانی که شوهران شان در ناآرامی ها، مفقود شده اند؛ اما این زنان هنوز که موهای شان ماش و برنج شده اند، چشم به راه شوهران شان استند که روزی برگردد، وَ از تعدادی هم که در غرب رفته اند وُ، به زنان شان گفته اند که رسیدم باز تو را می خواهم اما همین که رسیده، دگه فراموش کرده که زن داشته، وَ زن، اینجا همچنان چشم به راه مانده است. در فرهنگ ما هم متلی است «زن بی شوهر، دیگ بی سرپوش است» یعنی که هویت زن، شوی اش است. در چنین هنجارهای اجتماعی و فرهنگی، این زنان استند که در بی هویتی، دچار آسیب های روانی، اجتماعی و خانواده گی می شوند....

(لینک مطلب در سایت مد و مه )

(لینک مطلب در وبلاگ شخصی یعقوب یسنا-گیلگمش)



ادامه مطلب
+   سه شنبه 1392/06/12ساعت 13:47  به قلم رضیه انصاری 

گزارش ایسنا از جلسه نقد رمان در شهر کتاب اصفهان

جلسه نقد کتاب " شبیه عطری در نسیم " نوشته " رضیه انصاری " روز گذشته با حضور نویسنده و منتقد ادبی، سیاوش گلشیری، در شهر کتاب برگزار شد. گلشیری در ابتدا از تلاش نویسنده برای نمایش هرچه دقیق تر شخصیت های مرد رمان خود تقدیر کرد و گفت: اولین خصیصه بارز این رمان تسلط نویسنده بر زبان مردانه و دایره واژگان او است که در قالب دیالوگ ها و متن رمان نمود پیدا می‌کند... گلشیری در مورد زاویه دید داستان بیان کرد : زاویه دید داستان محدود است و با ذهن " بهزاد " پیش می‌رود ودر این رمان با برتری صدای " بهزاد " روبه رو هستیم . وی افزود: اصطلاح ها و نگاه های مردانه ما را ذوق زده می‌کند اما در جایی ما به تک صدایی برمی خوریم و در فصل آخر می بینیم که داستان شتابش کند می‌شود و در جاهایی با یک اثر فاقد پیرنگ روبه رو می‌شویم.  (لینک اصلی)


ادامه مطلب
+   سه شنبه 1392/06/05ساعت 13:31  به قلم رضیه انصاری 

با حضور نویسنده، «شبيه عطري در نسيم» در شهر كتاب اصفهان نقد می‌شود


خبرگزاری ایمنا: رمان «شبيه عطري در نسيم» اثر رضيه انصاري با حضور نویسنده یکشنبه ۳ شهریور سال جاری در شهر کتاب مرکزی اصفهان برگزار می‌شود. اين كتاب اولين بار در پاييز ۸۹ توسط نشر آگه در ۱۲۸ صفحه عرضه شد و در تابستان ۹۰ به چاپ دوم رسيد.


«شبيه عطري در نسيم» در شهر كتاب اصفهان نقد می‌شود

رمان «شبیه عطری در نسیم» از مشکلات مهاجرین ایرانی می گوید . مردمانی که هر کدام به دلیلی از سرزمین مادری کوچیده اند و حالا پس از زندگی در کشور بیگانه برای سالیان طولانی همچنان در بستری از مشکلات فرهنگی و اجتماعی به سر می برند. رمان با بیان روزمرگی های زندگی بهزاد ، پیمان ، کیا و مراودات دوستانه ی میان این ۳ از لایه های پنهان و دنیای ملال آورشان می گوید و به روایت بحران هایی می پردازد که هر کدام آنها- به عنوان نمایندگانی از این جامعه ی مهاجر در اثر عدم انطباق فرهنگی اسیرش شده اند . جهان داستانی «شبیه عطری در نسیم » جهانی است پر از تنش و اضطراب .

علاقه‌مندان به شركت در اين كارگاه كه با حضور سياوش گلشيري برگزار مي‌شود، مي‌توانند ۳ شهریور ماه ساعت ۱۷ به شهر كتاب اصفهان شعبه مركزي واقع در چهارباغ عباسي كوچه سينما سپاهان مراجعه نمايند.

(لینک خبر در ایمنا)

+   چهارشنبه 1392/05/30ساعت 18:20  به قلم رضیه انصاری  | 

نگاهی به سیر پاورقی نویسی در ایران

پرونده ای برای فهیمه رحیمی و ادبیات عامه پسند

روزنامه اعتماد شنبه هشتم تیر92 (لینک اصلی)

مخاطبان ادبیات قدیم اعم از شعر و نثر،ادیبان و دانشمندان و خواص بودند. عوام جامعه نظر به تحولات سیاسی و اجتماعی وفرهنگی از دوره مشروطه(1300-1285) مورد توجه نویسندگان قرار گرفتند. بدیهی است برقراری چنین ارتباطی نیازمند تغییراسلوب نگارش و انتخاب زبانی ساده و نثری غیرفاخر و در خور فهم مردم کوچه و بازار بود. از درونمایه هایی که آثارمنثور مشروطه به آن ها پرداخت می توان به آزادی و آزادیخواهی (مترادف با مفهوم دموکراسی غربی)، وطن دوستی (مترادف با ناسیونالیسم غربی)، تجدد خواهی و عدالت جویی و دفاع از حاکمیت قانون (مشروطه خواهی)، توجه به اهمیت قلم در بیداری مردم، انتقاد، سنت شکنی در همه زمینه های اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، مبارزه با باورهای خرافی و تا حدی توجه به نحوه زندگی و تمدن اروپا اشاره کرد. چنین موضوع هایی البته پیشینه در متون قبل از خود و تبعاتی پس از دوران مشروطه نیز داشت.شکل نوشتاری متون این دوره در نهایت بازسازی شده ی همان نثر مرسل قدیم(سده های چهارم و پنجم)با کمی افزودنیهای زبان محاوره و مردم کوچه و بازاربود....


- یادداشتهایی دیگر:علی مسعودی نیا،رسول رخشا،شیوامقانلو، مجتباپورمحسن و ...،گفتگو با ر.اعتمادی در "نگاه دوم"


ادامه مطلب
+   یکشنبه 1392/04/09ساعت 15:28  به قلم رضیه انصاری  | 

سه‌لته غیاب‌های درهم کلاف


درباره«تریو تهران» رضیه انصاری

امیر جلالی- روزنامه شرق 30 اردیبهشت 92
(لینک اصلی)


«تریو تهران» دومین کتاب رضیه انصاری است که پس از «شبیه عطری در نسیم» از جانب انتشارات آگه به چاپ رسیده است. «تریو تهران» متشکل از سه داستان است که ویژگی‌هایی به غیراز توالی روایت آنها را به یکدیگر متصل کرده است. در هرسه داستان به نحوی با بازنویسی داستان‌هایی از قبل موجود سروکار داریم. داستان اول، ملهم از نمایشنامه «اشغال» بهرام بیضایی است. داستان دوم، خوانش دوباره «آرامش در حضور دیگران» غلامحسین ساعدی از منظر محدود به شخصیت منیژه همسر سرهنگ است. و داستان آخر، از اپرای سالومه اشتراوس تاثیر پذیرفته است. یکی از جاذبه‌های کتاب اخیر رضیه انصاری همین گفتن و بازگفتن درهم آمیخته است. از طرف دیگر، یک گزاره نامریی و مکتوم نیز در تجربه خوانش کتاب جاخوش کرده است. ما به دوران تازه‌ای وارد شده‌ایم. آنچه پیش از این گفته شده محتاج بازنویسی است. فهم متن‌های چند دهه پیش به سوءتفاهم شبیه‌تر است. این چه اتفاقی است که زمان روایت را در مصاف با فهم ما از دوران تاریخی قرار می‌دهد.دو رشته نازک و ظریف سه داستان را به‌هم وصل می‌کند؛ نخست اینکه در هر سه داستان با روایت زنانی روبه‌رو هستیم که مخلوق تخیل مردان هستند. به بیان بهتر، آنکه روایت شده بود، حالا خود راوی است. این زنان، در سه دوره تاریخی متفاوت با غیاب مردان دست و پنجه نرم می‌کنند. عالیه در اپیزود اول، بازیگری است که شوهرش در کوران حوادث بعد از شهریور 20 مفقود شده است و در هنگامه حضور متفقین، با خانواده همسرش زندگی می‌کند. در خلال داستان اتفاقاتی پیش می‌آید که او موفق می‌شود به کمک قریحه بازیگری خود غیاب را به تجربه دردناک حضور دیگر کسانی قلب ماهیت دهد که همچنان مقاومت می‌کنند. داستان دوم، منیژه همسر دوم سرهنگ را در داستان مشهور ساعدی مجددا احضار می‌کند. منیژه نیز در وضعیت تاریخی متفاوتی با عالیه به همان موفقیت نایل می‌آید. با اتو کردن لباس‌های شوهر مفقودش حضور او را در اشیای خانه منتشر می‌کند. داستان آخر، واگویه‌های زنی است که جست‌وجو را در پس‌زمینه مهاجرت‌های سال‌های اخیر پی می‌گیرد. رضیه انصاری سعی کرده تا در هر اپیزود از زبانی متناسب با آن وضعیت تاریخی استفاده کند. احتمالا تا همین جا، معلوم شده که «تریو تهران» داستان ازهم‌گسستگی روابط انسانی یا عاطفی در بطن شرایط سیاسی دشوار و نابسامان جهان‌سومی است. مرد داستان اول را نیروی سیاسی حاکم به بیرون از زندگی خصوصی‌اش پرتاب می‌کند. این غیاب، در وهله نخست فیزیکی است. اما مرد داستان عالیه، سرهنگی است که به بیماری فراموشی دچار شده است. بنابراین شروع غیابش ذهنی و روانی است. اما مرد داستان آخر، هنرمندی است که جلای وطن می‌کند و به نیت زندگی بهتر صحنه را ‌ترک گفته است.دومین رشته اتصال داستان‌ها با هم، توالی دوران‌هایی از تاریخ معاصر و تفاوت یافتن تجربه‌های مشابه در پس‌زمینه‌های متفاوت است. شهریور20، دوران پهلوی دوم و نحوه زندگی در شرایط پس از انقلاب، لحظه‌هایی هستند که شخصیت‌ها را در دامنه‌گذار ممتد زمان در کنار هم و در عین حال دور از هم قرار می‌دهد. رضیه انصاری، بر خلاف شیوه رایج داستان‌نویسان ایرانی در سال‌های اخیر به مفهوم «نسل» متوسل نمی‌شود. به عبارت دیگر، تاثیر سیاست بر زندگی خصوصی زن‌های داستان، پدیده‌ای واحد را با شدت‌ها و فشردگی‌های خاص خود متمایز می‌کند. تجربه عالیه تنها به تجربه شخصی و نسلی او محدود نمی‌شود. منیژه نیز در تجربه او ذخیره شده است. نسل‌ها با یکدیگر جمع نمی‌شوند. تجربیات آنها به شکل کلافی است که هر یک تجربه دیگری را نیز فارغ از ناهمزمانی و حتی ناشناختگی حمل می‌کند. حذف، طرد و تبعید تنها سه شکل متفاوت از تاثیر قدرت بر زندگی خصوصی آدم‌های داستان است. اما غیاب به قوت خود باقی می‌ماند و زندگی خصوصی را مجروح می‌کند.اتفاق‌هایی که در داستان‌های رضیه انصاری از چشم زنان بازگو می‌شود، بر خلاف چینش داستان‌ها اثر‌گذار می‌شوند. تجربه غیاب هنرمندی که به واسطه فضای بسته و راکد فرهنگی تن به مهاجرت می‌دهد و قید پیوندهای انسانی خود را می‌زند، منشأ رجوع به تجربه غیاب‌های قبلی است. در داستان اول، عالیه راه ناتمام همسرش را ادامه می‌دهد. در داستان دوم، منیژه راهی برای ادامه دادن نمی‌بیند. سرهنگ از قبل دیوانگی را برگزیده است و در نظرش این بهترین شیوه برای برخورد با زندگی‌اش است.در داستان آخر، زن با آنکه در قطار به طرف مرد جلای‌وطن‌کرده عازم است، با رفتار مرد موافق نیست. در واگویه‌هایش جسته و گریخته به مرد انتقاد می‌کند. با آنکه مرد می‌گذارد و می‌رود، زن از تغییرات محیط پیرامون خود در رنج و نگرانی است. تا جایی که ممکن است می‌کوشد تحولات را به اطلاع مرد برساند. اسکناس تازه‌ای که منتشر شده، آلودگی هوای شهر و دگرگونی روحیه آدم‌ها از مصادیق تغییراتی است که به زن غیاب مرد را یادآوری می‌کند.«تریو تهران» به جز اینها، تاریخ ادبیات معاصر ایران را نیز طرف خطاب خود قرار می‌دهد. به زبان تازه‌ای می‌خواهد داستان تازه را در تکرار نوشته‌های قبلی ردیابی کند. مردان نویسنده تا توانسته‌اند حضور زنان را در تخیل خود حک و اصلاح کرده‌اند. اما زنان مخلوق تخیل آنها هیچ‌گاه فرصت بازگویی روایت غیاب‌های خود را نیافته‌اند. از این بابت در جمع‌بندی نهایی می‌توان گفت که داستان که زمانی نوشتن از چیزی بود، حالا با نوشتن از چیزی که نیست، هیولای درنده ننوشتن و لکنت را می‌تاراند. قصه‌گو، سرگردان و بی‌حافظه با نوشتن از نیستان، هستی نانوشته را پس می‌زند.

+   دوشنبه 1392/02/30ساعت 11:45  به قلم رضیه انصاری 

از "گزیده ی افسانه ی شاعر گمنام"


...اگر توانستم از دروازه بگذرم

اگر میسرم شد صدای زندانی ها را در دخمه های بی روزن بشناسم

و طعم رویخی و مسقطی، کباب حاج نایب، غبار قالی و لیموی خشک،

بوی فلفل و عطرهل و گلاب را

برای آنان در نامه های بی مقصد بستایم

صدای دور جماعت را مسلما روایت کرده ام.

م.ع. سپانلو


+   یکشنبه 1392/02/22ساعت 8:42  به قلم رضیه انصاری  | 

مطالب قدیمی‌تر